شعر‌فرادوره‌ای و‌ درک ضرورت تغییر
       

http://img1.tebyan.net/big/1393/11/20229922011138485061991474549171285.jpg 

لینک گفتگوی فرهاد کریمی و مهرنوش قربانعلی 

در روزنامه ی آرمان

فرهادکریمی / مهرنوش قربانعلی دانشجوی کار‌شناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه علامه طباطبایی‌ است و تاکنون مجموعه‌های «در ناتمامی خود، نشر توکا ۱۳۷۷» ـ «راه به حافظه‌ جهان، نشر نگاه سبز ۱۳۸۰» ـ «تبصره، نشر آرویج ۱۳۸۳» ـ «به وقت البرز، نشر آهنگ دیگر ۱۳۸۶» ـ «کوک تهران، نشر آهنگ دیگر ۱۳۸۸» ـ «شهروند افتخاری جهان (گزیده‌ اشعار) نشرنصیرا ۱۳۹۲» و اثری تحقیقی و پژوهشی با عنوان «چشم‌انداز شعر معاصر ایران (۱۳۸۰-۱۳۰۱) نشر بازتاب نگار ۱۳۸۳» منتشر کرده است. همچنین مقالات و نقدهای ادبی و گفت‌وگوهایی با منتقدان و صاحب‌نظران شعر امروز را در کارنامه‌ خود دارد. شعرخوانی و سخنرانی در همایش‌های ادبی کشورهای ترکیه، بحرین، هند و همچنین مسئولیت در مجلات و سایت‌های ادبی، نیز از دیگر سوابق ادبی مهرنوش قربانعلی‌ است. برخی آثار مهرنوش قربانعلی به زبان‌های انگلیسی، عربی، فرانسه، سوئدی و ترکی استانبولی ترجمه شده است، در نقد و بررسی آثار وی نیز تاکنون کتاب‌های «در برابر دست‌های جاودانگی» مولف و گردآورنده سهراب رحیمی نشر الکترونیکی مایا ۱۳۹۱ و «واکاوی حافظه‌ جهان» سعید نصار یوسفی نشر نصیرا ۱۳۹۳ منتشر شده است. گفت وگوی ما را با وی بخوانید:              
 شما به عنوان یکی از چهره‌های شاخص شعر زنان ایران، وضعیت شعر زنان ایران را در حال حاضر چگونه ارزیابی می‌کنید؟ 
در شعر زنان نگره‌های گوناگونی وجود دارد، نگاهی که بر این باور است که این تقسیم‌بندی چون بنیانی جنسیتی دارد، مبنای مناسبی ندارد و باید به شعر فارغ از تقسیم‌بندی‌هایی این چنین نگاه کنیم، و رویکرد دیگری که مبتنی بر نوشتار زنانه است و بر مولفه‌های مطرح در این نظریه تاکید دارد. از شعری که هیچکدام از اینها نیست و برانگیختگی‌های شتاب زده‌ حسی را بازتاب می‌دهد، نیز می‌گذرم. نظرگاه نخست هر چند صورتی آرمانی را در میان می‌گذارد، نیاز به بازنگری‌های تاریخی در هر فرهنگی دارد و مولفه‌هایی اجتماعی و مدنی در آن باید تعریف شود که شاید امکان وقوع آن همواره در فرادید نباشد. نظریه‌ دیگر نیز هر چند به ویژه در بخشی که بر چگونگی و فرایند زبان در نوشتار زنانه تاکید دارد، گستره‌ای از امکان‌ها را مطرح می‌کند، اما برخی مولفه‌های دیگر آن برای تطبیق‌های بینافرهنگی ناهمخوانی‌های ناگذری دارد. شعر زنان در دهه‌های اخیر با تجربه و امکانات زیبایی‌شناختی تاثیرگذاری پیش رفته است. که بخشی از آن را می‌شود در شعرهای دهه‌ ۶۰ بازخوانی کرد، مانند: بیان گزارشی و فارغ از جانبداری‌های حسی که در مواردی همراه با سیستم فکری خود ویژه است. رویکرد به عرفانی شرقی، بازتاب رخدادهای اجتماعی، خلق فضاهای تصویری با اصطلاحات علمی (مثل نجوم)، و عمده‌ آن در شعر دهه‌ هفتاد بازتاب یافته است، مانند: خلق مراکز نامتمرکز معنایی، استفاده از سایر فرم‌های نوشتاری (فیلمنامه، نمایشنامه، داستان)، تداخل ژانر‌ها، رویکردهای زبانی، متکی بر تئوری‌های زبانیت، رفتار خلاق و ایجاد فضاسازی و روایت‌های موازی بین موقعیت‌های زیست امروزی و روایات اسطوره‌ها، توجه به ویژگی‌های اقلیمی و رازآمیزی افسانه‌ها و اسطوره‌های بومی، بازنگاری نیمه مونث تاریخ و فرا خواندن تاریخ به قرائت متن امروزین. برای شعر امروز زنان دغدغه‌ استمرار و تداوم حضور را دارم، و جای نگاهی فلسفی را همچنان در شعر امروز به شکل فراجنسیتی خالی می‌بینم. در جان مایه‌ شعری خودم، برهویتی با بنیان‌های فردی متمایز تاکید دارم، به نگاهی که مبنایی فلسفی و کنشی آفرینشگر در زمینه‌های مدنی و روان‌شناختی به همراه داشته باشد. شاید ماهیت فردی همیشه با راه‌های ممکن پیش‌رو همساز نباشد، اما می‌شود راه دیگری را نواخت، که از آنچه قابل پیش‌بینی است، فراروی داشته باشد. 
 یک متن با توجه به ویژگی‌های زبانی‌ای که در آن نوشته شده، آفریده و ساخته و پرداخته می‌شود. حال با توجه به این تفسیر، شما تفاوتی برای نوشتار زنانه و مردانه قائل هستید؟ 
از جای دیگری که کمی دور است، شروع می‌کنم، این را اغلب شنیده‌ایم که شعر اتفاقی‌ است که در زبان می‌افتد و جزء جدایی ناپذیری از تکامل هر متنی را می‌سازد. گاهی اما اتفاق عجیبی پیش می‌آید، شعر زبان را چنان می‌سازد که حیات آن را کامل می‌کند و سبب بقای آن می‌شود، این شگفت‌انگیزی اسطوره‌ای را می‌شود در شاهنامه‌ فردوسی رصد کرد، بخشی از آن را در کلیات سعدی می‌شود دید. یا در میان معاصران در شعرهای احمد شاملو می‌شود، سراغ گرفت. «نوشتار زنانه» که در میان نظریه‌های تاثیرگذار نقد ادبی مطرح است، دارای مولفه‌هایی است که نظریه‌پردازانی مانند «ژولیا کریستوا» و «هلن سیکسو» به آن پرداخته‌اند. «نوشتار زنانه» تئوریزه شده و خودش را معرفی کرده است، اما ادبیات مذکر از آن جهت که رویکردی غالب در بطن ادبیات بوده است، تئوری‌پردازی نشده است. نام‌گذاری‌ای که در این پرسش آمده است، در حقیقت برابر نهادی برای نوشتار زنانه از جهت مباحث تئوریک محسوب نمی‌شود. 
 با بررسی کارنامه‌ شعریتان متوجه می‌شویم که شما دغدغه‌ تازه شدن و متفاوت‌نویسی را به خوانندگان آثارتان ارائه می‌دهید. شعر امروز ما چقدر به این نگاه‌ها و دغدغه‌های تازه بودن نیازمند است؟
اگر به شعر صرف برانگیختگی‌های حسی نگاه نکنیم، سلوک شعری معنای دیگری پیدا می‌کند، سیستم فکری که مبنایی درونی شده دارد، در کنار بوطیقایی که شعر در آن نفس می‌کشد، تکاملی که زبان را پیش می‌برد و ژرف ساختی شهودی در کنار یکدیگر می‌تواند منجر به خلق شعر شود. اینکه ما چه به شعر می‌افزاییم، همانقدر و بیش از آنکه شعر چه نقشی را بر عهده گرفته و تاثیر آن بر مخاطب چگونه است، اهمیت دارد. نقش شعری که پیش برنده است و جایگاه ویژه‌ای در برابر میراث شعری پیشین و سرمایه‌ شعری معاصرمان دارد. نیاز به تحولی در تعریف شعر پیش از خود را مطرح می‌کند. تحول شعر فرایندی‌ است که برخاسته از تجربه و متکی بر هویت متمایز فردی است، اتفاقی نیست، آگاهی به آنچه تحولات دوره‌ای شعر را رقم زده ضروری است، درک اینکه شعر از همین اکنون آغاز نشده است، دریافت ریشه‌های دیرپای شعر و شناخت تکامل دوره‌های معاصر در آن نقش ایفا می‌کند، هر چند که همه‌ اینها همانقدر که اهمیت دارد اما هیچ کدام شرط کافی نیست. تازگی در شعر معطوف به اراده‌ای شعری است که ضرورت تغییر را کشف کند، با آن پیش برود و باور داشته باشد، جایی که ایستاده است، همه‌ وسعتی نیست که می‌تواند آن را تصور کند. 
 در کتاب «به وقت البرز» ما با رونماییِ تجربه‌های عمیق‌تر و درونی شده مواجه هستیم. بیان تجربه‌های زیست شده‌ شاعر در اجتماع پیرامون خود چقدر در پردازش معنا به مخاطب کمک می‌کند؟ 
در جهان شعر هیچ فرایندی اتفاقی نیست، تجربه‌های زبانی و نوشتاری شعرهای دیگر کتاب‌های شاعر در آن تاثیر دارند، کتاب «به وقت البرز» از تجربه‌های ایستگاهی کتاب‌های «در ناتمامی خود»، «راه به حافظه‌ جهان»، «تبصره» گذر کرده است، بنابراین طبیعی‌ست که در آن با تجربه‌های درونی‌تر و ژرف‌تری روبه‌رو باشیم. «به وقت البرز» کتابی ا‌ست، که از نظر ساختاری، فضا آفرینی، زبانی و پیدایش فُرم دارای تکثر است. در شعر بلند «به وقت البرز» با کرونولوژی تاریخی روبه‌روییم، علاوه بر این در ساخت کلاژی این شعر پاره‌هایی از اسطوره‌های ایرانی، جغرافیای سیاسی و چرخش‌های زبانی هم قابل رویت است. بر این کتاب از سوی منتقدان، صاحبنظران و چهره‌های شعری بسیاری (نزدیک به پنجاه تن) نقد نوشته شده است که در کتاب «در برابر دست‌های جاودانگی» تالیف و گردآوری «سهراب رحیمی، شاعر، منتقد و مترجم ایرانی مقیم سوئد» بازتاب یافته است. در شعر شاید دو رویکرد برای بیان تجربه‌های فردی وجود داشته باشد، شاعرانی که از تجربه‌های زیست شده‌ خویش به شعر می‌رسند و شاعرانی که از تجربه‌های شعری قصد دریافت زیست خویش را دارند، در این کتاب شکل اول را بیشتر می‌بینیم. البته «به وقت البرز» ماحصل تجربه‌هایی‌ است که به آن اشاره شد، همچنین باید مطالعه‌ امکانات جغرافیایی سرزمینمان در اقلیم‌های گوناگون آن، تفحصی در آنچه در ادوار تاریخی پشت سر گذاشته‌ایم و در آمیختگی‌هایی با اسطوره‌های ایرانی را نیز به امکانات آن افزود و مورد بازخوانی قرار داد، کتاب «به وقت البرز» و به ویژه شعر بلند «به وقت البرز» سازه‌ای کلاژی است و در ساخت و ساحت خود از امکان‌های زبانی متفاوتی نیز استفاده کرده است. همچنین این کتاب ارجاعاتی به قصص انبیا دارد که موقعیت انسان امروزی با به تصویر کشیدن آن به چالش فرا خوانده شده است، و آلام، آرمان‌ها و رویاهای فردی و اجتماعی او مورد بازخوانی و بازنمایی قرار گرفته است. 
  در همین مجموعه شما با استفاده‌ بجا از فضاهای غیرشعری و طنزی که‌گاه تلخ است، هویت خاصی به شعر‌هایتان داده‌اید. 
 نگاه هوشمندانه‌ای است، از کتاب «تبصره» با شعرهایی چون «کالبدشکافی» شعر بلندی که براساس بخش‌های یک بیمارستان شکل می‌گیرد و شعرهایی مانند «یادداشت‌هایی برای شرلوک هولمز ۱ تا ۳»،  (که بر اساس ساختار بخش آگهی‌های روزنامه شکل گرفته است) حرکتی را آغاز کردم که راه را برای فضاهای غیر شعری و حتی ضد شعری (در تعریف مرسوم) به شعر گشود، در ذهن من همه‌ فضاهایی که انسان در آن نفس می‌کشد، می‌بیند، از آن گذر می‌کند، یا در رویای خود آن را تصور می‌کند، همه می‌توانند فضای شعری باشند، یعنی شعر می‌تواند هر فضایی را که تصوری غیر شعری یا ضد شعری از آن داریم به بخشی از خود تبدیل کند، اتفاقی که در کتاب‌های «به وقت البرز» و «کوک تهران» با قدرت خود را به رخ می‌کشد و بخشی از تمایز و تشخص این کتاب‌ها محسوب می‌شود. شاید از فاصله‌ ما با دلخواهی و دلبخواهی‌هایمان است، از اضطرار و اضطرابی که جهان امروز برای آدمی پدید آورده است، از دوری با رؤیاهایی که در سر داریم، از دگرگونی‌های اجتماعی و چالش‌هایی که با خود و دیگری داریم، که وضعیت انسان معاصر هر وقت که می‌خواهی به آن نزدیک شوی، از آن بنویسی و بازتاب آن را شکل دهی، تبدیل به گروتسک می‌شود، یعنی گاهی طنز موقعیت آدمی است، گاهی نقیض آنچه می‌‌توانست باشد، گاهی ماحصل بازی زبانی است، انگار تلخی جان مایه‌ آن چیزی است که انسان با آن در رویارویی و چالش است، پارودی آن را می‌سازد تا کام‌اش شیرین است. 
 در بیشتر شعرهای مجموعه‌ «کوک تهران» معناهای ضمنی مستتر در شعرها‌ بدون هیچ قید و شرط و محدودیتی به نمایش درمی‌آیند. پراکنش معنا‌ها در لایه‌های درونی متن چقدر باعث تکثر معنایی می‌شود؟ 
منش شعر رهایی‌ است، شعر این خاصیت را دارد که دارای تعدد مراکز زبانی و به تبع آن مضمونی باشد، از ساحتی به ساحت دیگری گذر کند، شعر بلند «کوک تهران» که در کتاب «اینجا تهران است» قرار دارد، و مخاطبان آن را با عنوان «کوک تهران» می‌خوانند، شعری است که دارای چرخش‌های زبانی متعدد است؛ حتی در آن تلفیق شعر، نثر شکل گرفته است، پاگرد‌ها (پاساژ‌ها) ی شعری «کوک تهران» از نثر کتاب «قابوسنامه» است که مخاطب آن را به عنوان بخشی از این شعر بلند پذیرفته است، در این شعر بینامتنیت نقش عمده‌ای دارد‌‌ همان طور که در کتاب «به وقت البرز» نیز بینامتنیت جریانی موثر دارد، زمان در آن جریانی از نوع جریان سیال ذهن دارد، توازی‌های تاریخی و تواردهای برخاسته از آن قابل جستن است. این شعر همانقدر که پراکنش مضمونی دارد، پراکنش روایت، زبان و سازه‌های شعری دارد. «کوک تهران» هم سازه‌ای کلاژی‌ است که گرایش به فراروی از امکانات شعری دوره‌ خود دارد. 
 شعرهای شما با عدم سادگی در روابط درونی و تجربه‌ فرم‌های متعدد و فضاهای مختلف شعری از زیبایی‌شناسی خاصی برخوردار است. این شگرد‌ها چگونه مشارکت خواننده را در استنتاج معنا و نیز در زبان‌ورزی و ایجاد فضا به‌دست می‌آورند؟ 
برای اینکه زیبایی‌شناسی فردی یا هویت متمایز شعری در اثری مجال بروز پیدا کند، نیاز به ریسک‌پذیری گسترده‌ای است، فراروی از پیشینه‌ شعری خود را می‌خواهد، ناهمگنی با جریان و یا گرایشی که در دوره‌ای عمده می‌شود را به همراه دارد، و دیگر اینکه پیشنهاد بنیان‌های ناآزموده چقدر مشارکت تجارب را می‌تواند به همراه داشته باشد، اما من مخاطب شعر را باور دارم، چه دیر‌تر برسد و چه زود‌تر با شعری همراه شده باشد، در ‌‌نهایت می‌تواند حدس بزند و حتی کشف کند، کدام شعر هویت خویش را باور داشته است. 
 اگر جهان‌بینی و نوع نگرش شاعر به پدیده‌ها، فرا‌تر از الگو‌های معمول باشد و شعر خود را محدود به جغرافیای خاصی نکند، می‌تواند مخاطب را به ساحت واقعی شعر برساند. نظر شما در این رابطه چیست؟ 
در هر دوره‌ای شعرهایی شکل می‌گیرد که از آن می‌توان با عناوینی چون شعر شگفت یا فرا دوره‌ای نام برد، این شگفتی می‌تواند، در کارکردهای زبانی، ساختار و فضا آفرینی یا شگفتی ایده‌های فلسفی و اندیشه‌ای شگفت باشد. این نوع شعر از رویکرد تجربی نویسی که پیش انگاره‌های زبانی، ساختاری و اندیشه‌ای را تا حدودی تغییر می‌دهد و تجربه‌های نسبتا تازه‌ای را به آن می‌افزاید، اما‌گاه شگفتی منحصری نیز ندارد، فرا‌تر می‌رود. شعر شگفت در دوره‌ معاصر در شعرهای نیما یوشیج و احمد شاملو شکل می‌گیرد که شعری فرا دوره‌ای را بنیان می‌گذارند. در دهه‌های متاخر نیز شعر شگفت در جریان‌های شعری پیشرو و آوانگارد و پیشنهادهایی که بسیاری از آنها در اواخر دهه‌ ۶۰ و دهه‌ ۷۰ مطرح شده است، قابل رویت است، تا از آن میان کدام یک به تثبیت و ماندگاری نیز قدم بگذارد. طبیعی‌ است که در کنار شعر شگفت و شعر تجربی، در هر دوره‌ای شعرهایی هم وجود دارند که اجرای بی‌نقص (و یا کم نقصی) از الگوهای شعری از پیش اندیشیده‌ دوره‌ خود را بازتاب می‌دهند. مخاطب خود می‌تواند، با خوانشی که از شعر دارد، بخشی از فرایند تاویل آن را سامان‌دهی کند، و ساحتی که به آن می‌رسد را گرایش شعری‌اش رقم می‌زند.
           
+ نوشته شده توسط مهرنوش قربانعلی در چهارشنبه پانزدهم بهمن 1393 و ساعت 15:41 |

 

ششمین عصر شعر بهاران برگزار می‌شود  

  

‎موسسه بهاران‎'s photo.
 

 

ششمین عصر شعر برگزار می‌شود.               

به گزارش ایسنا،این نشست شعرخوانی با حضور حافظ موسوی، محمد آشور، سبا پاکدل، روجا چمنکار، فروغ رخشا، مهرنوش قربانعلی و سجاد گودرزی روز جمعه سوم بهمن‌ماه ساعت 16 برپا می‌شود.

عصر شعر 6 در مؤسسه بهاران واقع در خیابان ولی عصر، بالاتر از زرتشت، روبه‌روی پمپ بنزین، کوچه نوربخش، پلاک 21 برگزار می‌شود.  

 

+ نوشته شده توسط مهرنوش قربانعلی در چهارشنبه یکم بهمن 1393 و ساعت 19:1 |

شاعری که کلمه ها را جادو می کند ! 


نظری کوتاه بر مجمو عه ی شهروند افتخاری جهان

گزیده ی اشعار مهرنوش قربانعلی -نشر نصیرا
 
استاد کاظم کریمیان 

 



 
 
مهرنوش قربانعلی،شاعری  ست که ابتدا کلمه ها را جادو می کند پس مورد بهره برداری قرار می دهد بنابرین بی مناسبت نیست که واژه های مورد استفاده در اثار ایشان اغلب نهایت معنا رسانی مرتبط با خود را در روند شکل گیری ساختار در اختیار مخاطب قرار می دهد و او را در مواجهه ی غیر منتظره با جهان بینی شاعر شوکه می کند :
بود - سیبی - بهشتی - و حوایی باد بهشت را برد / حوا سیب را / و عشق حوا را اینهمه ویرانی را / در چشمها یش پناه داد -ادم حال تو رسیده ای / که مرا / از چه پس می گیری ؟!
ویا : می لغزدو / فرو می افتد - اشکی که ماهی کوچکی بود -در چشمها یم و با خود می برد / خواب هائی را که از دریا دیده ام .
عشق -حسرت و نوستالژی اگرچه دغدغه های هر انسانی ست و اغلب در برابر فرایند های مرتبط زانو خم می کنند - مهر نوش قربانعلی اگر چه این عناصر را با هسته ی محوری هستی مرتبط می داند -اما در مواجهه با فرایند های طبیعی این عناصر به عنوان نوعی تهاجم تحمیلی از خود مقاو مت نشان می دهد :
نمی گذارم / روز هایم را تقویم ورق بزند- بر قرارهای نیامده خط بکشد و هر گوشه اش خواست / یادداشتی بگذارد
دستش را پس می زنم چهار فصل را خود می نویسم تا کنار باران / برف / گل و افتابش اسوده باشی .
این یک واقعیت است انسان وقتی که در برابر ابهامات -ناشناخته ها - مکانیز م های پیچیده و سیگنا ل های پیش بینی نشده ی دریافتی در لحظه های جاری - مفاهیم اضطراب اور در پیوند با متا فیزیک و... از طریق علم - تجربه به اگاهی و دانسته گی میبرسد دیگر حضور و وجود انها را به مثابه ی یک عنصر به عادت در امده تلقی می کند -دستاوردی که مهر نوش قربانعلی نیز از ان بهره گرفته است :
دریا - پا پیش می گذارد و پس می کشد اب از اب در قلبم تکان نمی خورد مشت طوفان برایم باز است / و اسرار ساحل را خوانده ام بهانه ای نیست / تا سر خم کنم - و رویا هایم بروز خود را نخواهند !
و... سر انجام مهر نوش قربانعلی شاعری است که در تلاطم این جهان غبار گرفته به انگاره ی تقدیس و تطهیر از ان چه بر او و انسان قرن بیست و یکمی - میرود - همچون بدر کامل خود را به انعکاس زلالی چشمه ای از جوشش عشق می سپارد -عشقی که دغدغه های سالیا نی ی او را شکل میداده و می دهد :
می جوشی و ا ندام خاکی ام / زلال می شود در من / چشمه ای چون تو اگر نبود - همه ی حرف هایم - غبار می گرفت ...!
 

+ نوشته شده توسط مهرنوش قربانعلی در پنجشنبه بیستم آذر 1393 و ساعت 20:47 |
 

جلد نخست آنتولوژی شعر شاعران معاصر با عنوان:

«کلمات بیش از آدمی رنج می برند»

اثر سریا داودی حموله توسط نشر قطره منتشر شد. 

 



به گزارش آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز)، سریا داودی حموله در گفتگو با خبرنگار ایبنانیوز، ضمن اعلام این خبر، گفت: در کتاب آنتولوژی شعر معاصر به تحلیل کارنامه ی شاعرانی چون احمدرضا احمدی، علی باباچاهی، نورالله مرادی، شمس لنگرودی، شهاب مقربین، حافظ موسوی، هوشنگ چالنگی، مجید فروتن، هرمز علی پور، یارمحمد اسدپور، بهزاد خواجات، ابوالفضل پاشا، عزت قاسمی، مهدی مرادی، رضا بختیاری اصل، امید حلالی، سیاوش جلیلیان، مسعود ضرغامیان، پرویز حسینی، فرزاد آبادی، عبدالصابر کاکایی، وحید کیانی، داوود ملک زاده، مصطفی فخرایی، مسعود ضرغامیان، فرهاد کریمی، رزا جمالی، مهرنوش قربانعلی، آفاق شوهانی، مانا آقایی، ساغر شفیعی و تنی چند از شاعران معاصر پرداخت شده است.

به گزارش ایبنانیوز، سریا داودی در صفحه ی پیشانی نویس کتاب آنتولوژی آورده است: شاعران جهان سه گروه اند: گروه اول شاعرانی که به دنبال کشف اند، مطالبی را که مردم نمی دانند بازگو می کنند. گروه دوم شاعرانی که می داند مردم چرا نمی دانند و این ندانستن ها را می نویسند. گروه سوم شاعرانی که به جستجوی آن نوع دانایی اند که آدمی هرگز نخواهد دانست!

+ نوشته شده توسط مهرنوش قربانعلی در چهارشنبه نوزدهم آذر 1393 و ساعت 19:56 |
 بخشی از گفت‌و‌گوی یزدان سلحشور با «دکتر بهزاد خواجات» شاعر، منتقد و پژوهشگر
درباره داده‌ها و از دست‌داده‌های شعر در چند دهه اخیر

 

دهه هفتاد پاگردی مهم در پلکان شعر معاصر

 

  به زعم من شاعران زبانزد دهه هفتاد (یعنی ارکستری که در دهه هفتاد می‌نواخت) کسانی هستند چون:
بهزاد زرین‌پور، حافظ موسوی، نازنین نظام شهیدی، کسرا عنقایی، یزدان سلحشور، شهرام شیدایی، [دکتر] مسعود جوزی، مسعود احمدی، گراناز موسوی، فرشته ساری، علی باباچاهی، رضا چایچی، محمدباقر کلاهی اهری، تقی خاوری، رسول یونان، شهرام رفیع‌زاده، نسرین جافری، هرمز علی‌پور، ابوالفضل پاشا، پگاه احمدی، رزا جمالی، شمس آقاجانی، هیوا مسیح، داریوش مهبودی، شهاب مقربین، شاپور جورکش، سعید آرمات، علی آموخته‌نژاد، شیوا ارسطویی، علی عبدالرضایی، کوروش همه‌خانی، موسی بندری، هادی محیط، بهزاد خواجات، هوشیار انصاری فر، مهرداد فلاح، علی رضا پنجه‌ای، مهرنوش قربانعلی، آذر کیانی و ...

+ نوشته شده توسط مهرنوش قربانعلی در سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393 و ساعت 20:27 |