بازتاب یافته در سایت

لیلا صادقی

http://leilasadeghi.com/others-works/others-poem/258-1391-02-26-20-01-01.html


 

تایید می شود

 

هرچه تقاضای پناهندگی

به سفارت چشمانم رسیده است

 همه را امضا می کنم

 

دلخوش به خطوط دستهایم بودند

 چارفصلی که ازمرزهای سال گریختند

 

 می پذیرم

 الفبایی که تحت الحمایه ی من است

سرکشی کند

 سوت بزند

 خلاف قدمهایم برود به سویی

 یادهای دیگری را بنویسد

 یادآوری کند

 

گلوی کلمات را ولی بغضی

 به دارخاموشی نیاویخته باشد!


+ نوشته شده توسط مهرنوش قربانعلی در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۱ و ساعت 10:9 |


هنرمندان به استقبال ايران درودي و نقاشي‌هايش رفتند

به گزارش خبرنگار بخش هنرهاي تجسمي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، در مراسم افتتاحيه اين نمايشگاه که شامگاه 20 ارديبهشت ماه ، در گالري‌هاي خانه هنرمندان ايران برپا شده بود، نمایشگاه نقاشي‌هاي «ایران درودی» با حضور جمع كثيري از چهره‌هاي شناخته شده فرهنگ، هنر و ادب افتتاح شد.

در پنجاه و هفتمین نمایشگاه انفرادي اين نقاش پيشكسوت بيش از ۷۰ تابلو از كارهاي جديد و قديم اين هنرمند كه امروز بخشي از گنجينيه بنياد درودي است به نمایش درآمده است.

تابلوهاي جديد ايران درودي پس از آخرین نمایشگاه او در ایران طی دو سال گذشته خلق شده‌اند‌ و تاکنون به نمایش درنیامده‌ بود و تعدادی از آنها برای فروش نیز عرضه مي‌شد.

در بخش جنبي اين نمايشگاه نيز سه کتاب «در فاصله دو نقطه ...!» زندگی‌نامه خودنوشت ایران درودی است که به قلم او توسط نشر نی منتشر شده است و چندي پيش براي دوازدهمين بار تجديد چاپ شد، «قصه انسان و پایداری‌‌اش» که شناخت‌نامه ایران درودی به کوشش مهدی مظفری ساوجی است، در كنار «چشم نوا» متشکل از نقاشی‌های ایران درودی در این نمایشگاه به فروش مي‌رسد كه روز گذشته با استقبال بازديدكنندگان روبه رو شد و با امضاهاي هنرمند به فروش رسيد.


نمایشگاه آثار ایران درودی تا 9 خرداد ماه همه روزه از ساعت ۱۴ تا ۲۱ پذیرای علاقه‌مندان خواهد بود.


اشارتي


احمد شاملو در ۱۴ اسفند ۱۳۵۱ شعری سروده است به‌نام اشارتی این شعر به ایران درودی اهدا شده است و در مجموعه ابراهیم در آتش منتشر شد. این شعر که به نقاشی می‌پردازد در کتابی که از آثار درودی منتشر شد به عنوان مقدمه آمده است. شاملو در بخش پایانی شعر می‌سراید:


تمامی الفاظ جهان را در اختیار داشتیم
و آن نگفتیم
که به کار آید،
چرا که تنها یک سخن
یک سخن در میانه نبود:
آزادی!
مانگفتیم

تو تصویرش کن!


+ نوشته شده توسط مهرنوش قربانعلی در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۹۱ و ساعت 12:29 |



برداشت آخر


فنری که به قلابم آویختی!

تاب ات که می دادم

بازی خوردنم را خواب می دیدی


ازحلقه ی ماه آسمان می گذشت


بسته

باز

وبازبسته می شدی

تاب ات که می دادم

خواب پریشانی ام را می دیدی


دریا ازحلقه ی ماهیان می گذشت


دست برمی دارم

بالا

پایین

پایین

بالا

می توانی به هرسوی بدوی

ویرانی خواب های دیگری را ببینی


آوازی ازحلقه ی بغضی پنهان می گذرد!


+ نوشته شده توسط مهرنوش قربانعلی در سه شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۱ و ساعت 9:3 |

 سایت آنات

نقد وبررسی کتاب

کروکی بهشت سروده ی فرزاد آبادی


مهرنوش قربانعلی


http://www.aanaat.com/content.asp?id=63806

+ نوشته شده توسط مهرنوش قربانعلی در دوشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۱ و ساعت 14:21 |