كارنماي شعري مهرنوش قربانعلي

سهراب رحيمي


كتاب: تبصره

مهرنوش قربانعلی

نشر آرویج ١٣٨٣

کتاب با این جملات شروع می شود:

از خواب که می پریدند

همه جا پخش شده بود صورتم

ادامه ی هر شکی به می رسید

اگر بدانیم که اسم این کالبد شکافی است و نام فصل های بعدی آلزایمر و کماست؛ شاید فهمیدن این شعر آسان تر شود. به نظر من مهرنوش قربانعلی دراین شعر از اشیا به بهترین وجهی استفاده کرده و توانسته از چیدمان کلمات؛ و با استفاده از مفاهیم تکنیکی و بهره برداری از تکنیک شعر به زبان فردی و جهان خاصی از شعر دست پیداکند. جهانی که تنها از آن مهرنوش قربانعلی ست. شاید این گونه نوشتار؛ این گونه پیچیده نوشتن؛ از مخاطبان شاعر بکاهد. اما انگار شاعر بیمی از این موضوع ندارد. او خودش را برای هر نوع قضاوتی آماده کرده است. در این جهان نوین کلمات؛ زبان او؛ زبانی اسکیزوفرنیک و گفتارش از نوع خاص مهرنوش قربانعلی ست با نگاهی که ریزبین است و کاوشگر اشیاء جهان است. نوع روایتش اما حاصل تجربه ای زبانی ست که اشیا را در نظم خاصی به تصویر می کشد؛ نظمی که خاص جهان شاعرانه ی اوست.

کدام بیهوشی غلیظ تر است؟

ضربانی که بی صاحب ادامه می دهند

یا نقشی که پرت در رگی افتاده است

هیچ برشی تا فراموشی پیش نمی رود

این جراحی باز

بسته نمی شود؟
+ نوشته شده توسط مهرنوش قربانعلی در دوشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۱ و ساعت 16:44 |