|
شاعری با زبانی امروزی کهن الگو ها را به کار می گیرد نقد کتاب به وقت البرز مهرنوش قربانعلی حسن عامری
برگرفته از : وبلاگ آیینه ی غبارآلود http://closeroom.blogfa.com/ حسن عامری
مجموعه ی حاضر شامل 3 بخش می باشد که بخش اول با نام به وقت البرز مخاطب را به گونه ای ضمنی و رونی به فضای کلان شهر تهران و کرج و سلسله جبال البرز می اندازد این بخش از مجموعه که نام کتاب هم از آن گرفته شده شامل شعری نسبتا بلند می باشد. زبان این بخش به نظر زبانی امروزی است اما با استفاده و بهره بردن از کهن الگو ها و اساطیر به نوعی می توان گفت مهرنوش قربانعلی حرف خود را که امروزی است می خواهد از زبان گذشتگان بگوید صنعت تلمیح و اشاره در این مجموعه نمود و تشخص ویژه ای دارد شاعر از تمدن های کهن می گوید و نوعی نوستالوژیک را به ارمغان می آورد. در هم تنیدگی اعصار و قرون از گذشته تا اکنون به خوبی در مجموعه به وقت البرز به منصه ی ظهور رسیده است قابل توجه است که روایت داستانی در این بخش مجموعه بسیار به شعر کمک نموده است و ارتباط ارگانیک را به خوبی ایجاد کرده است. بهره بردن از واژه های مرتبط با هم در معنا و هم در ما به ازای عینی خوب انتخاب شده قابل توجه است.
خورشید با بزرگ ترین اقلیم ات حرف می زند در صدای قدم های توس آبادی شاهنامه تکثیر می شود و دادگری تولد انوشیروانی است که در تو اتفاق می افتد سربداران پرچم مرزبانی ات را به اهتزاز در آورده اند
نگاه شاعر شامل نگاهی ملی کهن و مذهب گرایانه است با پیوند این نگاه های عمیق به نگاهی جامع و کامل رسیده است .مهرنوش قربانعلی در این مجموعه نگاه جهان بینی امیدوارانه به آینده دارد هرچند از اکنون خود رضایتی ندارد اما سایه ی امید به فردا را می توان در مجموعه ی به وقت البرز دنبال نمود.
پسرم!این کشتی را بزرگ کن و به توفان بگو! جفت های در به در را غرق نکند . ... شاعر در پانوشت ها و اشارات تلمیح های خود به آیات قرآن کریم را ذکر نموده است هرچند بهتر بود با ارجاع شماره ای این ارجاعات دقیق تر صورت می گرفت و ما به طور مشخص با سطرهای ارجاعی آشنا می شدیم. چرا که شاعر در بخش دوم این اشارات را بهتر نشان داده است "طا.سین.میم"
با ذکر ستاره* و ارجاع آن در انتهای بخش
در این بخش :شهادت دوربین مدار بسته که تشخصی خوب صورت پذیرفته ارجاعات و تلمیحات بیشتر به آیات و داستان های قرآنی است گله مندی های شاعر در دنیای مدرن امروزی با خوانش های روایات قرآنی و هم ذات پنداری های شاعر جلوه ای ویژه می گیرد و می توان حضور آشنا زدایی و نگاهی خاص به زندگی امروزی را در بخش دوم جستجو کرد. موعد قبض ها را یاد آوری می کنند سررسید و به سر رسید دریایی که خود را بالا کشید تا سر انگشتانش را به معجزه ببوسد ندید هریک به جداره ای پرت شدیم ...
فلاش این لبخند حرفه ای شگرد دوربین های دیجیتالی نیست انعکاس"حرا"چشم فلاش را می زند پشه هم که باشم بلدم موی دماغ نمرود شوم!
مهرنوش قربانعلی عاشقانه های خود را نیز با تلمیح می گوید نماز شکر آیه ای که دوست اش داشتم به چشمانم باز گشته هوا بیش از نفس کشیدن است.
در بخش سوم : بیرون قاب قدم بزنیم به نظر شاعر از شعریت فاصله گرفته است و گویا برای این بخش که عموما عاشقانه های شاعر است سطره بیشتر به سمت گزارش رفته است
دلخورم کمی از تابلو کمی از شاهزاده های روسی که دامن شان پیچ و تاب می خورد از اسکارلت کمی ...
در این بخش حضور پی درپی تصاویر نیز آزار دهنده است و نداشتن ما به ازای عینی برای برخی از تصویر ها نیز تضعیف کننده ی این بخش از مجموعه ی به وقت البرز بوده است. حالا درخت های بی پلنگ دوباره خواب گل هایی را می بینند که بر هیچ پرده ای ظاهر نمی شد. باد می وزد در این بازی دشمنان ناپدید می شوند الکی مونیتور از خنده بر خود می پیچد. باور نمی کنی؟.دست من نیست! از مسلسلی خالی افتاده ترم
برای خانم مهرنوش قربانعلی شاعر تجربه گرا و پیشنهاد دهنده ی سرزمینم آرزوی موفقیت روز افزون دارم.
حسن عامری به وقت البرز مهرنوش قربانعلی مهرنوش قربانعلی موسسه انتشاراتی آهنگ دیگر چاپ اول 1386 |
تبصره
شعر امروز ایران
+ نوشته شده توسط مهرنوش قربانعلی در یکشنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۵ و ساعت
14:6 |
