
کتاب نقد و بررسی
شاعران معاصر ما(۷) مهرنوش قربانعلی
به همت استاد فیض شریفی
و با ویراستاری مهشید کشاورز
توسط نشر شب چله به چاپ رسید
برای تهیه کتاب
می توانید از سایت نشر شب چله اقدام نمایید
www.shabecheleh.ir
ممنون از انتخاب شما عزیزانم.
#شاعران_معاصر_ما_۷_مهرنوش_قربانعلی
#شاعران_معاصر
#مهرنوش_قربانعلی
#فیض_شریفی
#نشر_شب_چله
کتابفروشی_شب_چله
(نما و نگاهی کلی بر اشعار مهرنوش قربانعلی)
«روایت وصفی و تفرد سبکی»
در برخورد یک خوانندهی غیر متخصص و غیر حرفهای با شعر شاعران دههی هفتاد، عمدهترین مشکل غموض و ابهام و ایهام این اشعار است. چون زبان و نگاه این شاعران با شاعران نیمایی تفاوت عمدهای دارد. این مشکل، شاید حاصل: «روابط نامتعارف واژگان شعری و یا گسستن سلسلهای از تداعی معانی هاست. سادهترین نوع ابهام در شعر ایهام لغوی است، یعنی ابهام به لحاظ استعمال لغات و کلمات مشکل و ثقیل و مهجور. مثلاً «ابهام» یکی از متداولترین صنایعی است که به ابهام پهلو میزند و برای آن میتوان نظایر فراوانی آورد.»
(منازعه در پیراهن، بهزاد خواجات، نشر رسش، ۱۳۸۱، ص، ۹)
مهرنوش قربانعلی، نسبت به شاعرانی چون پگاه احمدی، گراناز موسوی و نسرین جافری در زبان و تعابیر و مفاهیم، متعادلتر عمل میکند تا تفاهم و تطبیق ذهنی میان خود با گیرندهی پیام داشته باشد. او معمولاً از استعمال واژههای غریب و دور از ذهن و از رده خارج استفاده نمیکند و در تعقید معنوی پیچیدگی کلام و ارتباط معنایی الفاظ و اجزای کلام مبهم تن میزند و متعادل عمل میکند و از تخیل و توهم و کنایات و مضامین نامانوس دوری میکند. اما او از تلمیح که یکی از موارد مهم تعقید معنوی است به وفور کار میگیرد.
مواردی که در سبک مهرنوش قربانعلی برجسته مینماید:
تصویرهای پارادوکسیکال، تشخیص، حسامیزی، ترکیبهای خاص و خلاف آمد عادتهاست، آنجا که کلمات به گونهای به کار میروند که برخلاف هنجارند. شاعر گاهی سطرهایی در چند معنی و حاوی تناقض در شعر میآورد.
بخشی از این ابهامها عمدی است و بخشی غیر عمدی و بخش دیگری اکتسابی و عارضی (اصطلاحات علمی و آداب و رسوم و…) است. ابهام با ذات شعر شاعر به نحوی عجین شده است. وقتی شعری عمیق شود، ابهام را با خود در شعر میگوارد. ابهام مثل مه در جنگل و خیابان شعر خیمه میزند.
مهرنوش قربانعلی در شعر، مثل «شلینگ» بر این باور است که طبیعت «اودیسهی روح» است و هستی به منزلهی یک اثر هنری است و عالم هستی اثر هنری زنده و پویاست. طبیعت، شعر ازلی و ناخودآگاه روح است و فقط در فعالیت خلاق هنری است که این هردوان به علت هماهنگی پیشینهای که دارند، یکی میشوند. شاعر از طبیعت کام میگیرد.
شعر مهرنوش قربانعلی از بیان روایی و گاهی تصویری محملی میسازد برای ایجاد آتمسفری شاعرانه. شاعر به خط روایی و داستانی تن نمیدهد و مثل روایتهای اخوان ثالث به رمانس و داستان نزدیک نمیشود و شعرش بافت دراماتیکی ندارد.
روایتهای قربانعلی، شعر او را به هویتی منفرد رسانده. بینش شاعر با مسائل سیاسی و اجتماعی و فمینیستی عصر خود به هم آغشته شده است. مهرنوش قربانعلی مثل بعضی از شاعران دههی هفتاد، عشق اروتیکی (هماهنگی تن و روان) را جدی نمیگیرد. «سیمون دو بوار» میگوید برای من آن چه اهمیت دارد این است که مجذوب دنیای «منفرد» شوم که با دنیای من تلاقی کند و با این همه غیر از دنیای من باشد.
یکی از مهمترین راههای تشخص بخشیدن به زبان موسیقی و سبک منفرد شاعر، کاربرد آرکائیک زبان و باستان گونگی است. مهرنوش قربانعلی در شعر الفاظی را به کار میبرد که در زبان روزمره و عادی کمتر به کار میرود. شاعر، تلمیح و واژگان آرکائیکی و سخت نحوی کهنه را دوباره احیا میکند و موجب تشخص زبان خود میشود. شاعر اسطورهها را معمولاً متبدل میکند و اسطوره را وارد دنیای منفرد خود میکند و آن را مطابق میلش تغییر میدهد.
استاد فیض شریفی(،منتقدادبی،پژوهشگر،شاعر،نویسنده)